سه کتاب منتشر شدهء شاعر, نشان می دهد که پیوسته در تلاش است تا فضاهای متفاوت تر و نوتری را تجربه کند .در تعداد اندکی از اشعار ایشان مؤ لفه های غزل پست مدرن دیده می شود. امینی شاعر افغانستانی است که شعرش در مجموعه ای از غزلهای پست مدرن که در سال1387 در ایران به نشر رسید چا پ شده است شاعردر مقدمه ای که بر کتاب 070 نوشته می گوید :« چه فرق می کند که یک مجموعه از کیست مهم آن

است که در آن چیست و چگونه است مهم کیفیت تولید ادبی است به من اگر می بود نام امینی را هم از گوشهء کتاب پاک می کردم .این دیدگاه نشان می دهد که هدف شاعر از چا پ کتاب, بیش از علاقه به شهرت طلبی, ناشی از دلسوزی و عشق   به ادبیات و غنای آن است .شعر امینی شعریست که مبین زبان امروز ما و بیان کننده حالتها و احساسات شاعر قرن بیست و یک است

شاعر امروز از پشت عینک مخصوص به زمانه خود به جهان می نگرد و چیز هایی را که لمس  و تجربه کرده بیان می کند؛ دیگر از ساقی و... چیزهایی که هرگز با آن سر و کار نداشته صحبت نمی کند دنیای شاعر امروز فرق کرده وسائل و ابزار اطرافش عوض شده نگرش او نسبت به هستی تحول یافته حتی معشوقش دیگر آن معشوق متافیزیکی شعر کلاسیک نیست و معشوق زمینی هم دیگر از آن مقام والا برخوردار نمی باشد  . درشعر کلاسیک معشوق مجازی آنقدر دست نیافتنی و عزیز بود که شاعر بینهایت خود را در مقابل او ذلیل و پست می نمود تا جاییکه خودرا سگ معشوق  می خواند چنین ابیاتی در شعر فارسی بسیار زیاد است ؛ تا جاییکه منجر به وجود آمدن نوعی شعر به نام" سگینه" شده است

ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا

ای من سگت , به سوی خود آواز کن مرا

هلالی چغتایی

شد سگ کوی تو جامی چون سگانت داغ کن

تا بداند هر که بیند کز سگان کوی کیست

جامی

اما در شعر امروز یا به گونه خاصتر در شعر امینی معشوق کسی است که با او تلفن حرف می زند قرار می گذارد کافیتریا می رود و زهر مار می نوشد و اگر در 

پایان قرار, راه خود را جدا کرد و رفت شاعر با گفتن (تف به این قرار )عکس العمل خود را نشان می دهد .( مینو به عبارت دیگر )

کتابی است که دربهار 1385 به نشر رسیده است

  این مجموعه متشکل از 18 غزل ,4 شعر سپیدو 6 رباعی و دوبیتی می باشد . در این کتاب هر جا که عیب آشکاری وجود داشته شاعر با زیرکی در پانوشت شعر تذکرداده که :(از نقص آن آگاه هستم) به این ترتیب می خواهد به مخاطبش بفهماند که با شاعر کم سوادی مواجه نیستی .غزل های این مجوعه بیشتر غزل های روایی هستند که با  پرداخت شاعرانه و زبان مخیل و تصویری همراه است . واحد, کل غزل می باشد نه بیت .ابیات آن در سیر عمودی رابطهء قوی بایکدیگر دارند اشعاری مثل: حرف مفت,و رفت,روبروی من , پایان 2 شعر های منسجمی هستند که

بیان گر چند لحظهء متوالی از  زندگی می باشند .شعر مرد تنها با توصیفی قوی توأم می باشدگویا شاعر کنار یک تابلو یا منظره ایستاده و به وسیله ء کلمات آن را به تصویر کشیده است 

نگاه خستهء خورشید سوی دریا بود /و ازتمام وجودش غروب  پیدا بود /سپاه عاصی امواج سوی شب می رفت/و قایقی که میانش سکوت تنها بود /به روی بستر دریا کشیده بود غروب /به رنگ سرخ حریری که سخت زیبا بود /و گاه تنگ سکوت غروب می لرزید زصوت مرغ غریبی که غرق رویا بود /کنار ساحل آرام مرد تنهایی /در انتظار عجیبی به فکر فردا بود

070) کتابی است با طرح جلدی" متفاوت" صفحه آرایی آن به نحوی صورت گرفته که تا قبل از چاپ این کتاب در این حوزه  دیده نشده بود

به طور معمول در صفحه آرایی مطالب را تایپ می کنند ولی یک هنجار شکنی که در این کتاب دیده می شود این است که سروده ها به صورت دست نویس چا پ شده است و یک حاشیه ء رنگی هم در اطراف صفحه به چشم می خورد که خالی از حسن نیست . شاید خیلی ها معتقد باشند که مهم کیفیت  اشعار است و طرح جلد و صفحه آرایی از مسائل فرعی محسوب می شود و لی من فکر می کنم که نو آوری در هر زمینه ای لازم وپسندیده است .

کتاب070 شامل 23 غزل و 4 شعر  سپید می باشد . اشعار این مجموعه از همان و یژگی های کتاب( مینو به عبارت یک )پیروی می کند ولی به گونه ای

پخته تر و مستحکم تر  در اکثر موارد فضایی عاشقانه و احساسی بر اشعار حاکم است و شاعر   پا را از مرز دلمشغولی های عاطفی فراتر نمی گذارد زبان شعر امینی صمیمی, سیال , خالی از ابهام می باشد .

(برای مترسک چه فرقی می کند) نام کتابی است که د ربهار 1387منتشر شده است . این مجوعه دارای طرح جلدی زیبا و صفحه آرایی, دیدنی می باشد در هر صفحه همراه با شعر تصویری زیبا هم گنجانده شده  که خواننده علاوه بر خواندن شعر از نمایشگاهی از تصاویر,پر مفهوم هم می تواند دیدن کند و لذت ببرد .

این مجموعه دارای 15 غزل و شعر های سپید کوتاه و بلند می باشد

شعر بی تصویر :

فرمالیستها و منتقدان جدید معتقد هستند که شعر عبارت است از هنر به کار گیری حواس به وسیلهء تصویر های حسی, در صناعاتی ماننده استعاره, تشبیه, تشخیص مجاز, کنایه, پارادوکس, رمز, نمادو...در یک کلام شعر یعنی نقاشی با کلمات بنا براین ایماژ اصلی ترین رنگمایهء شعر است .

الکساندر پوتبنیا منتقد روسی(1835-1891)گفته است : هنر عبارت است از تفکر با تصاویرو بدون تصویر گری هیچ هنری ,بویژه هیچ شعری وجود ندارد 1

شفیعی کدکنی از تصویر به عنوان جوهر اصلی شعر نام می برد و می نویسد : هیچ تجربه ای از تجربه های انسانی ...بی تأثیر و تصرف نیروی خیال ارزش هنری و شعری پیدا نخواهد کرد 2

 

. پرسش این است که آیا می شود بدون تمسک به صناعات ,شعری زیبا افتد ؟ و اصلا چنین سخنی شعر است ؟اگر دایرهء سخن را محدود به بازی های   خیال نکنیم  پاسخ روشن است کلام تأ ثیر گذار تنها سخن تصویری نیست کلمات حکیمانهء بسیاری وجود دارد که از خیلی از شعر های خوب دست کمی ندارد مثل این گفته ء شکسپیر :

بودن یا نبودن ؟پرسش این است

سعدی ابیاتی  دارد که کمتر از صور خیال و تکنیک اسفاده نموده است

ولی تاثیر گذار و دلنشین است شاید دلیل آن است که بر خواسته از صدق است مثال :

  گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن/ این گناهی ست که در شهر شما نیز کنند

 من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم /چه کنم نمی توانم که نظر نگاه دارم

شعر آغاز کتاب به استثناءبیت (اگر چه شک همهء تار و پود من شده است )

شعریست بی تصویر فاقد صنایع ادبی اما تأثیر گذار و از خیلی از اشعاری که تراکم تصاویر در آن بیداد می کند دلنشین تر می باشد . شاید به دلیل اینکه از دل بر خواسته و لاجرم بر دل هم می نشیند

و خواننده احساس همذات پنداری می کند .

چنین اشعاری نظر عده ای را که معتقد هستند:( شعر خوب یعنی شعر پر تصویر)به چالش می کشد و مارا متوجه می سازد که جوهر شعریت می تواند زاییدهء چیز دیگری هم باشد .

 

غزل دیگری که نظر را جلب می کند شعریست با مطلع (لعنت به چت , مبایل به انترنت کثیف )ص 31

شعر قابل تأملی است در 5 بیت اول از ردیف مقدم استفاده شده ,که از فرم و و آرمونی منسجمی برخوردار است واژه ها با یک دیگررابطهء ارگانیک دارند

شاعر ماکتی را با واژه ها تهیه کرده که با شرح اوضاع فعلی شروع و کم کم به سمت گذشته و سال های قبل می رود و دوبیت آخر فلش بکی است که بیان کنندهء احساس شاعر درزمان حال می باشد این شعر حکایت از خستگی انسان در یک دنیای مدرن زده می کند که او را از طبیعت دور و در یک چار دیواری محصور کرده و به وسیلهء ابزار و تکنولوژی پیشرفته "الینه" نموده است  . نکته جالب همین چینش منظم واژه هاست  که از چت و مبایل شروع و به ایستگاه ,کامیون ,خانه های فرورفته در زمین ,بمب , راکت ,شهر به جا مانده ء پس از جنگ و سکوت ادامه ,

پیدا می کند دوییت آخر هم رنگ سیاسی به خود گرفته می گوید:

ماننده حرف ربط بر این تختهء سیاه /ماییم در قیافهء یک  را بط کثیف

دیگر شدیم مانکن و یترین این وآن /لعنت به این زمانه و این ماکت کثیف از

واژه مانکن شاعر استفادهءبه جایی نموده است و در شعر زیبا افتاده است 

می گوید به مانکنی تبدیل شده ایم که هر روز یکی بر ما تسلط دارد و هر گونه که بخواهد مارا لباس می پوشاند و مطابق میل خود ایستاد می کند و در معرض دیده عموم نمایش می دهد و ما مانکن های  بی اختیاری بیش نیستیم.

 

سروده های کوتاه یا به عبارتی طرح ها بخش دوم کتاب را تشکیل می دهد شاعر دراین سروده هایش, با گذاشتن خالی گاه هایی این اجازه را به خواننده داده است تا در تفسیر و تأویل متن سهم بگیرد. سنت بوومی گوید:

اثر ادبی قطعهءفلزی است که در زیر چکش قلم نویسنده و سندان فهم خواننده شکل می گیرد . بیشتر این طرح ها از فقر تصویرو کشف های تازه رنج می برند عنصری که از ضروریات اینگونه سروده ها می باشد .( طرح در قوالب نو وضعیتی مشابه رباعی و دوبیتی در قالب های کلاسیک دارد یعنی نهایت ایجاز و در نتیجه فرصت کم برای حرافی و در نهایت شوک نهایی. این شوک می تواند توسط مضامین و تعابیر ناب و تصویر های تازه و گاه با استفاده از ظرفیت های مختلف کلام وارد گردد ) 3

مثل این طرح که شاعر تصویر زیبایی را کشف کرده :

دیدار ما/ چون آب و ماه/دور/ و به هم آمیخته

قدسی قاضی نور

 

واژه ها باسه نقطه

و من با...

و دنیا باسه نقطه

 

نهایت ایجاز اما با مفهوم ؛هر واژه ای در کنار واژه های دیگر و در یک بافت , معنا می یابد (و من با ...)و هر انسانی در میان خانواده ,دوستان  واجتماع و...  به تکامل می رسد و مصون می ماند. یکی از بزرگان می گوید انسان دور از اجتماع مثل گوسفندی است که از گله دور افتاده باشد بنابراین  احتمال آن بسیار زیاد است که نصیب گرگ ها شود .(و دنیا با سه نقطه )و این دنیا هم بدون  نیروی ما بعد الطبیعه حاکم برآن بدون انسان ,

 طبیعت ,عشق و... معنی ندارد

یاد داشتت را خواندم

"برای همیشه خدا نگهدار

به امید دیدار "

شاید با خواندن این طرح  خیلی ها بگویند که چنین شعری را هردانش آموزی, که قلم تازه به دست گرفته باشد  می تواند بنویس اما از دید دیگر این می تواند شاعرانه ترین بخش یک داستان عشقی  با شدکه شاعر بر گزیده و نوشته است این جز آن مقولاتی است که باید حس و تجربه شود تا شاعرانگی آن را در یابیم . اگر آن را اینطوری می نوشت

 یاد داشتت را خواندم

به امید دیدار

برای همیشه خدا نگهدار"

 

خواننده را متوجه اشتیاق وافر راوی برای دیدن مجدد و جبری که مجبور ش کرده  بودکه , خداحافطی کند بیشتر می نمود .

 

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد موسوی

روانی را گریه کرده ای؟ توی کیف زبان مادری ات کوک می شوم برای گریه!

فاطمه اختصاری

مثل زنی که بچّه ی مرده اش را به دنیا آورده، خسته ام! . اما همراه شما هستم با شعری جدید از خودم: دنیا شده مثل وسط خالی «دونات»!! . و شعری منتشر نشده و داغ ِ داغ از «دکتر سید مهدی موسوی»: «ایران ما گربه ست امّا موش بسیار است!» . با حرف هایی سیاه و سپید و لینک هایی آبی «به چیزهای قشنگی که نیست فکر بکن» و به دیدنم بیا... به اولین پست «فاطمه اختصاری» در سال جدید که همه اش کهنگی ست...

یک آشنا

برعکس گذشته این نوشته رو با احساست نقش زدی. راستی وبلاگتان را اتفاقی پیدا کردم. تبریک فقط زمینه اش را عوض کنید.

فریبا حیدری

سلام.چقدر دیر بروز می شوی دختر؟ نوشتن نقد را جدی بگیر و برای عادت کردن به نوشتن هر هفته یک نقد بنویس.ادبیات ما رد این زمینه نقص فراوان دارد.و خوب است کسانی که می توانند وجدی تر دنبالش کنند. راستی نقدی را که بر مجموعه من نوشته بودی برایم ایمیل کن.کارش دارم. تشکر موفق باشی

تمیم جمید

سلام! عید مبارک!

رویا شریفی

سلام افسانه جان قلمت عالیست ازوبلاک من هم دیدن کن

تازه هاي ادبي

سلام ◄███▓▒░░تازه های ادبی به روز شد░░▒▓███► یاعلی [گل]

علی حسین م

سلام و درود بر همه شما مخصوصا محترم افسانه واحد یار ! سالم و موفق باشید اکنون از همین جاه روزمعلم را به تمام معلمان گرامی و اساتید دانشگاه ها تبریک عرض مینمایم خدا نگهدار همه شما علی حسین مظفری ارزوی صحتمندی و موفقیت همه شما www.shama.blogfa.com