خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست !

امروزه یکی از مشکلات جدی شعر زنان هرات این است که به  اصطلاح مردان منتقد شهر "شعردچار ضجه زدن " شده است به گونه ای که در نشست های ادبی به محض اینکه خانمی شعر می خواند برایش این نسخه را تجویز می کنند که دیگر ضجه نزن بیا تغییر در اجتماع بیاور ناله نکن و مبارزه کن برای بهبودی وضعیت .اما درست نمی دانم شعر وظیفه اش چیست ؟شاعران چه وقت هایی شعر می گویند ؟شعر هایی که در طول تاریخ رسالت شان تغییر آوردن در اجتماع بوده  چقدر موفق  بوده اند چقدر نام آنها را می توانیم شعرىگذارییم ؟ چقدر تاریخ مصرف داشته اند و دارند ؟ شعر یک پدیده ء پیچیده ای است وهیچ کس نمی تواند حکم قطعی در باره آن صادر کند . در طول تاریخ شعر فارسی شکوه  و ضجه از زمانه ، اجتماع ،زندگی هستی و... به شکل های متفاوت وجود داشته است  .چون شاعر در اجتماع زندگی می کند و با طبع حساسی که دارد نمی تواند در مقابل مشکلات اجتماع خاموشی بر گزیند .غیر از سهراب سپهری که چشم هارا شسته بود و جور دیگری نگاه می کرد و از یک خوشبینی برخوردار بوده است دیگرهیچ شاعری از این مقوله مبرا نیست .

در جلسات این شهر تشویق می کنند که باید شعر یک زن  با شعر یک مرد تفاوت داشته باشد.در طول آین سال ها هر گاه مجموعه شعری از خانمی منتشر 
شده است منتقدان گرامی نقد یا بخشی از نقد خود را اختصاص داده اند به
زنانگی در شعر این باعث تشویق بانوان شده است که به این مسأله ارزش قایل شوند وسعی کنند نگاه خود رابه دنیای زنانه معطوف کنند . در حالیکه شعر جنسیت نمی شناسد .(روزگاری از سیمین بهبهانی پرسیده بودند "یک شاعر زن در جمهوری اسلامی چه وظایفی دارد ؟"ایشان پاسخ داده بود من از یدک کشیدن لفظ زن به دنبال کلمه ءشاعر سخت بیزارم .یعنی چی؟ آدم یا شاعر است یا نیست .اگر هست که زن و مرد بودنش نمی تواند در وظایف و مسوولیت هایش تأثیر داشته باشد .) 1

 اما چراشعر
دچار اندوه ، ملال و با اصطلاح ضجه زدن شده است؟  کاش با تأمل بیشتری به زن این جامعه و هزار و یک
مشکلی که با آن دست و پنجه نرم می کند بنگرید ،زن شاعر افغان تافته جدا بافته از
این جامعه سنتی نیست .جامعه ای که روزانه زنان زیادی لت و کوب و تحقیر می شوند
،دست و بینی شان بریده می شود ، سنگسار و حلق آویز می شوند برای بیرون شدن از خانه
باید از همسر شان اجازه بگیرند وکاملا  زیرسلطه اند. بین افغانستان با کشور های دیگر تفاوت زیادی و جود دارد امروزه بعد از
10سال که از ریاست جمهوری آقای کرزی سپری شده است ما برای اولین بار چشم ما به
جمال خانم شان که به اصطلاح بانوی اول افغانستان محسوب می شود ،می افتد و و از او
مصاحبه ای می خوانیم . باور هایی بر زن این جامعه حکومت می کند که برای از بین
رفتن آن زمان لازم است . بنابر این چگونه می شود این همه ظلم و نابرابری و پلشتی
را ببینی و واژه های شعرت بوی غم و اندوه ندهد و ناخود آگاه ضجه نزنی  چگونه می شود تحقیر شدن هم جنس هایت را ببینی و
بغض کنی و قلبت مالامال از اندوه شود و بخوانی :همه چی آرومه من چقدر خوشبختم !

کاملا آگاه هستم که مضمون در شعر های من و ما
تکراری شده است چون نگاه خود را بر روی زندگی خود تنظیم کرده ایم-یا بهتر است بگویم
تنظیم کرده اند-  اما این دو علت دارد 1_با
جرأت می توانم بگویم که این موضوع نتیجه نقد های ناسالم و تشویق های نا بجایی است
که بر این آثار شده است . به یاد دارم روزی رویا شریفی غزلی  زیر را در انجمن خواند:

آزرده ام نگاه مرا دست کم نگیر



این بغض گاه گاه مرا دست کم نگیر



من در تمام وسعت هردرد جاری ام



این چادر سیاه مرا دست کم نگیر



تا کی امیدِ روح مرا باد میدهی؟



خاکستر تباه مرا دست کم نگیر



گر در سکوت جاده دل غرق میشوم



خاموشی نگاه مرا دست کم نگیر



آورده ام به کوچه احساس توپناه



پهنای سرپناه مرا دست کم نگیر



من نیستم مترسکِ شالی تبارها



این شال و این کلاه مرا دست کم نگیر



کاخ بلند عشق مرا شاه گشته ای



خودرا ببین وشاه مرا دست کم نگیر

ایستاده ای چگونه سر پله های سست



برج غرور آه مر ادست کم نگیر



در بحر پرستاره فکرم عمیق شو



اندیشه های ماه مرا دست کم نگیر



رویایی ام روایت دل را سروده ام



این بغض گاه گاه مرا دست کم نگیر

پس از اتمام آن منتقدین حاضر فرمودند این شعر
فقط یک بیت زیبا داره و آن هم این بیت است



من در تمام وسعت هردرد جاری ام



این چادر سیاه مرا دست کم نگیر

 

فرمودند  این بیت کاملا مشخص میکند که سراینده آن خانم
است چون شاعر از تجربیات خویش حرف زده  و
زنانه گی در  آن کاملا محسوس است و... کلی
تعریف صرف به خاطر این بیت کردند .در حالیکه حرف های دیگری هم در شعر وجود دارد.  این را غیر از تشویق برای زنانه سرایی شاعر و هم
قطارانش چه می توانیم بنامیم .نمونه هایی مثل این زیاد اتفاق افتاده است .

. 2_منابع و کتاب هایی که بتواند اینگونه اندیشه ها را تقویت و به سویی هدایت کند ندارییم .به نظر من شعر امروز بانوان هرات شعرآعتراض است  زن این جرات را یافته که حرف بزندو دردش را بیان کند .وقتی قسمتی از بدن تان درد می کند تا بیان نکنید تا شکوه نکنید چگونه دیگران درک کنند که شما درد دارید و برای بهبودی تان اقدام کنند . این یک دوره گزار است و زمان این مسأله را حل  خواهد‌‌ کرد.

1_پابان کار سه رویین تن ،ره نورد زریاب، چاپ
دوم ،انتشارات آرمان شهر 1391

/ 1 نظر / 20 بازدید
پلیوار

به روزم با دور دوم مذاکرات دعوتید