نگاهی به  کتاب"در خواب هام کودک غمگین است "

امینی متعلق به نسلی است  که با وجود سنگ اندازی های زمانه و حوادث غیر شاعرانه که در پیرامون شان جریان دارد، می دوند و این دویدن روز به روز روح شان را نسبت به ادب و هنر تشنه تر  می سازد. نسلی که پیوسته در تلاشند  تا از کم خوانی و  کم نویسی نجات یابند ،در مقابل واژه شاعر احساس تعهد می کنند ، بر روی چیدمان واژه ها و محتوای کار های شان  با حوصله مندی فراوان کار می کنند و دغدغه آوانگارد شدن را در سر می پرورانند . نسلی که دست به دامن قلم زده است تا با نوشته
هایش جهان را با همه ء پلشتی ها و نا بسامانی ها ی حاکم بر آن جای بهتری برای
زندگی تصور کند  .

مجموعه ء "در خواب ها م کودکی غمگینی است"
اثر شاعر پر کار و توانای هرات "روح الامین امینی" است شاعری که نمی
خواهد نامش در زیر چرخ های زمان له شود . او افسار زمان را در دست گرفته و از
لحظات عمرش برای آفرینش اثر هنری کمال استفاده را می کند ، این گفته را چاپ کتاب های متوالی اش تائید می کند مجموعه هایی که گرچه در فاصله ء زمانی بسیار کم از هم دیگر به چاپ رسیده اند اما سیر صعودی کلام شاعر را به وضوح نشان می دهند .شاعر با استفاده از تکنیک های متفاوت اوزان دوری، ساختار سینمایی پیوسته در تلاش است تا فضای شعر هایش را از هم دیگر متفاوت جلوه دهد . این مجموعه دارای پنجاه ویک غزل ومثنوی با فضا های  نوستالوژیک و فرم های متنوع است .در خواب هام کودک غمگینیست   جزء نادر مجوعه هایی است که حرف های زیادی برای گفتن دارد می شود روی تک تک شعر هایش توقف کرد و خوانش دقیق و گسترده انجام داد .

بر محتوای این اثر مشخصات "تا سیگار بیست یکم  " سایه انداخته است یا به عبارتی
شعر های آغازین این کتاب بینامتنی از کتاب نام برده شده است . بینا متنیت :
اصطلاحی است که ژولیا کریستوا آنرا مطرح ساخت او معتقد بود: ( هیچ اثری خود بسنده و قائم به ذات نیست بلکه نتیجه بکار گیری و دیگر گونی متن های دیگر است .) 1دراشعار نخستین این کتاب درگیری ذهنی نویسنده رابا خودش هستی  و نا هنجاری های حاکم بر آن شاهد هستیم دغدغه هایی که خمیر مایه ذهنی راوی داستان تاسیگار بیست یکم را تشکیل می دهد   همان سردرگمی ،روان پریشی و پریشان گویی های درون متنی در اشعار این مجموعه نیز مشاهده می شود .

من اتفاق درآن اتفاق من بودم

من اتفاق نه انگار باغ من بودم

 ولی نه باغ تو بودی تو باغ بودی ها

در آن سیاه تر از یک کلاغ من بودم

ولی تو باغ نشاید اتاق بودی تو

فضای خالی بین اتاق من بودم

فضای خالی بین اتاق گیج ام من

فضای خالی بین اتاق من بودم

 

بعضی از کلمات در طول شعر با بسامد بسیار زیادی تکرار شده اند اما در مواردی وفور تکرار یک کلمه به شاعرانگی کلام آسیب رسانده مانند بیت اول این شعر شاعر در یک بیت چهار بار از ضمیر منفصل من و دو بار از ضمیر متصل استفاده کرده است  این "من ها "به   ذوق مخاطب خوش نمی نشیندو او را واداربه پیدا کردن دلیل منطقی می کند .درین شعر با راوی شدیداً روان پریش مواجه هستیم .روان پریشی یا سایکوتیک : (به معنی وضعیت روانی غیرطبیعی است و این اصطلاح در روان شناسی برای حالت روانی بکار می رود که اغلب به صورت از دست دادن تماس با واقعیت توصیف می شود در طول این بیماری فرد دچار توهم ، هذیان و اختلال شخصیت می شود )2درین شعر به وضوع مشاهده می شود که سوژه دچار توهم شده است به گونه یی که در آغاز خود را اتفاق می پندارد و در مصرع بعد منکر این مسئله می شود سپس به ترتیب خود را باغ ، کلاغ ، اتاق ، فضای خالی بین اتاق تصور می کند در انتهای شعر آشفته گی روانی سوژه منجر به
اختلال شخصیت در او می شود به حدی که محبوبش را به نشانی دیگر می فرستد .

به یک نشانی دیگر تو را فرستادم

وگر نه آنکه گرفتی سراغ من بودم

ابیات و اشعار زیادی درین مجموعه دلالت بر روان پریشی شاعر می کند در بعضی موارد گویا این مسئله بصورت نا خود آگاه اتفاق نیفتاده و شاعر متوجه درگیری ذهنی و و پریشان گویی اش  بوده است چنانچه در صفحه 34 می گوید :

در تو افکار من پریشان است مثل یک سایکوتیک درگیرم

در سرت گور می کنم گاهی بعد می خوابم و نمی میرم

غزل کلمه  

شاعر همیشه با عبارات و جملات احساس خود را در غ

قالب شعر به مخاطب منتقل می کند جملاتی که ترکیب شده اند از اسم ، فعل ، حروف ربط ، حروف اضافه وغیره که هر یک از این ها بر اساس قرار داد های تعیین شده جایگاه خاص خود را در جمله اشغال می کند در صفحه 9 این کتاب با شعری
مواجه هستیم که از آغاز تا پایان در آن کلمه بکار رفته است شاعر می خواهد با این شعر خواننده تلفیقی دیگر را یا بهتر است بگویم بازی یی دیگر را تجربه کند .این غزل مصداق عینی برای تعریف "شعر بازی با کلمات است "می باشد .شاعر تصرفی درکارکرد واژه ها انجام نداده  با این کار می
خواهد از ذهن مخاطب به نفع شعر بهره ببرد هر واژه فکری را تولید می کند  وتصویری به ذهن تداعی می کند . بین واژه های بکار رفته در ابیات  پیوند نامرئی برقرار است.بی توجهی به ساحت معنایی و نحو زبان با عث کم مایه شدن بار عاطفی شعر شده است اگر غزل کلمه را با غزل های دیگر این مجموعه مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم که که این نوع غزل
توانایی بسیار کمی در انتقال احساس به مخاطب دارد .  معمولا شعر با تخیل پیوند خورده شاعر با بکار بردن واژه ها در شعر ش معنی آنها را دیگر گون می کند در چنین شعری احساس می شود هر کلمه یک تصویر قائم به ذات است که هم چون تصاویر در فلم ها مونتاژ شده اند .

سکوت ،ساعت شماطه دار، ثانیه، صبر

درخت ، پنجره ، آتش ،بهار ، صاعقه ، ابر

عبور، شهر ، خیابان ، شلوغ ، فاصله ، تو

قدم ، غروب ، هیاهو ،ردیف ، قافیه ، جبر

ص9

اوزان دوری یا متناوب

امروزه گرایش شعرا به  اوزان دوری زیاد شده است بعضی ها سرودن شعر درین اوزان را دال بر توانایی شاعر میپندارند ، اما (این اوزان در واقعیت همچون تیغی دو دم است از جانبی ظرفیت های رابرای پر گویی ایجاد می کند و از سوی دیگر چنانچه افسار سخن از دست شاعر رها شود
احتمال دارد به بیهوده گویی بیانجا مد )3همچنین به خاطرسپردن ابیات درین اوزان دشوار است .یکی از پارامتر های پر رنگ این مجموعه استفاده ازین اوزان است شاعربرای سرودن شعر های روایتی اجتماعی و انتقادی و سیاسی  اش اوزان متناوب را انتخاب کرده تا دستش برای
مضمون پردازی باز باشد .شعر 17 این کتاب مثنوی است در وزن دوری که به راحتی می شوددو نیم مصرع آنرا زیر هم نوشت تا چهار پاره یی شود خصوصاً که هر بیت معنای مستقلی دارد چنانچه در چهار پاره هر پاره یی آن باید مفهوم مشخصی را بیان کند :بنابراین به نظر راقم این سطور بهتراست این نوع شعر را چهار پاره به نامیم تا مثنوی

پلک ها یم دوباره می فتند

باز از فرط خسته گی  بر هم

کم کمک روز می رسد از را ه

از خودم دور می شوم کم کم

 

آدمک های شهر قصه ی  من

آدمک های شهر دودادود

خوش به حال شما که  خوشحالید

خوش به حال جماعت نیمرود

ص 17

 اما شعر 4 کتاب :                                      

من از تو باز تو ازمن پریم ما از هم

تو رفته بود به دنبال  من دوید آدم

تو بر نگشت ولی آدم از نفس افتاد

تو بر نگشت ولی من  چقدر بر گشتم

ص11

در این شعر شاعرآگاهانه به دستور زبان تعدی می کند برای "تو" ضمیر مفرد مخاطب فعلی رابکار می برد که دلالت بر  شخص مفرد غایب میکند این سرکشی و عدم مطابقت ضمیر با فعل تفنی نبوده بلکه در اختیار محتوا است
.خواننده  تا قبل از اینکه ابهام برایش شکافته  شود احساس سردرگمی و گیجی می کند چنین میپندارد که  بیان شعر از بیماریی رنج می برد. اگر دال های به کار برده شده در این شعر را رد یابی کنیم متوجه می شویم بر مدلول هایی مثل ا
نسان،خدا و آفرینش و رابطه ء اینها دلالت می کند . گزاره "تو بر نگشت"در جهان متنی شعر امینی قلمرو معنایی عمیق تر از آنچه به نظر می رسد رابازنمایی می کند .تو دلالت بر خدایی می کند که به قول سپهری (در همین نزدیکی است )وما او را به ضمیر "تو "مورد خطاب قرار می دهیم . فعل بر نگشت هم بر شخص مفرد غایب دلالت میکند و به طور کلی و با بیانی موجزتر معنی (و یکی بود و هیچ وقت نبود! )ر ا افاده می کند .

از مولفه های دیگراین کتاب استفاده ازتصویرها و ساختارهای  سینمایی است شاعر از شگرد هایی مثل نوع روایت تصویر پردازی تعلیق و تکنیکهایی  منحصر به   سینما استفاده کرد ه است .  شعر 14 کتاب  دار ای سه اپیزود یا بهتر است بگویم سه سکانس است شعر با تصویر سورئالیستی آغاز می
شود :

ذهن علیل و یخ زده دربرف پشت بام

مانند گوژپشت ترین  مرد نتردام

حالانشسته است کسی دربرابرش

چیزی شبیه صاعقه  خوردست بر سرش

ص 31

 

در ادامه خواننده  شاهد تعویض مکرر صحنه ها می باشد و پرش های زمانی را در طول شعر احساس می کند.شاعر با بکار بردن کلمات مرتبط با سینما مثل کمره نور ، فیلم نامه ، لانگ شات کات  و... فضای کارش را قوت بخشیده و از جانبی توسط این الفاظ غیر واقعی بودن تصاویرشعر را به مخاطب یاد آوری می کند

 هنوز حرف های بسیاری پیرامون این مجموعه برای گفتن  باقی است اما از حوصله  این نوشته خارج است پس به همین ها بسنده می کنم
و برای شاعر سر بلند کتاب آرزوی روز های بهترو بهتر را دارم .

 

1_ بینامتنیت ،گرام
آلن ،ترجمه پیام یزدانجو ،1380
ص34

2_www.wikpedia.com

3_www kanduu.net

/ 3 نظر / 28 بازدید
نيلوفر

سلام! خواندمش و خيلي خوشم آمد. بي نهايت دقيق وزيباست.موفق باشي وپر انگيزه.

محمداکرام بسیم

سلام! دقیق و همه جانبه بود. دست مریزاد و خسته نباشید. معمولا شعر با تخیل پیوند خورده شاعر با بکار بردن واژه ها در شعر ش معنی آنها را دیگر گون می کند در چنین شعری احساس می شود هر کلمه یک تصویر قائم به ذات است که هم چون تصاویر در فلم ها مونتاژ شده اند . لایییییک

amir

با احترام دعوتید به شعر