سراب

 

 

 

                                               

            

/ 5 نظر / 8 بازدید
سميرا

سيه چشمي به كار عشق استاد درس محبت ياد مي داد مرا از ياد برد آخر ولي من بجز او عالمي را بردم از ياد

حميده

سلام افسانه خانم حال شما خوبه وبلاگ قشنگی دارید قالبتون هم قشنگه تو پست پایینی شعری رو از قول نادیا انجمن نوشته بودید می خواستم خواهش کنم اگر سایت شعر یا نشانه ای از خانم انجمن دارید لطفا بمن معرفی کنید من فقط یک شعر از ایشان را جایی دیدم خیلی قشنگ بود دوست بیشتر با این شاعر اشنا بشم . شعرش این بود یک شب دلی به مساخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد اما مرا به عمق درونم کشید کشید و رفت ... موفق باشید منتظر تماست هستم .

افسون

http://www.shafighi.com/forum/showthread.php?p=2605ا این هم چند تا از اشعار زیبای نادیاانجمن برای دوست دارانش

JJ

وبلاگ شما واقعا افسانه ای است شعرها و مطالبی دارد که بر دل می نشیند

تلاوت اشک

سلام دو باره! گويند روزی قيس مجنون زمان که عاشق ليلی بود پدرش ويرا با خود به خانهء کعبه برد و گفتش: پسرم! دست در حلقهء کعبه انداز تابدین همه جفا ها که میکشی مهر لیلی از دلت بیرون رود. مجنون دعا میکرد و میگفت: بار الا ها !حسن لیلی در امان باد ومهراوبر دلم افزون کن